X
تبلیغات
˙·٠•●✿نوشته های ناب✿●•٠·˙

شارژ ایرانسل

فال حافظ


˙·٠•●✿نوشته های ناب✿●•٠·˙ 

 

Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ در دایره عشق اگر باران بلا بارید،عاشق آن است که از دایره بیرون نرود Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

 
 
تو بگو.......
 

ظلم اصلی را چه کسی کرد؟

چه کسی رنگ حرفهایش به یکباره تغییر کرد؟

چه کسی جنس حرفهایش برگشت؟

چه کسی با نامردی زیر حرفهایش زد؟

چه کسی زخم زبون زد؟

چه کسی تحقیر کرد؟

چه کسی عکسها و خاطره ها را در چشم برهم زدنی نابود کرد؟

چه کسی بارها خواست فراموش کند عشقی را که خودش خواست که باشد؟

چه کسی وجدان قلبش خوابید؟

چه کسی عشقش را فروخت؟

چه کسی قسم را شکست؟

چه کسی باور دروغین داد؟

چه کسی خیانت کرد؟

چه کسی با اعتماد و باور به عشقش،همه وجودش را همه ایمانش را در اختیارش گذاشت؟

چه کسی در راه دلدادگی بین اون همه اعتمادو باور دور انداخته شد؟

چه کسی اعتمادش بی حاصل ماند؟

دل چه کسی شکست؟

احساس چه کسی شب و روز با وعده ها و حرفهای عاشقانه ی توخالی بازیچه شد؟

اشکهای چه کسی حقیقی بر روی زمین ریخت؟

چه کسی هرشب هق هق شبانه اش تا صبح بند نیامد؟

چه کسی با یادآوری هر چه که گذشت چشمانش تر شد؟

چه کسی با ضجه التماس کرد؟

دست رد در نهایت بی رحمی به سینه چه کسی خورد؟

وجود چه کسی پرپر شد؟

سقف آرزوهای چه کسی بر روی سرش آوار گشت؟

رویاهای چه کسی به غم و تنهایی رنگ باخت؟

آغوش چه کسی از پر بودن تهی گشت و شبهایش در آغوش عروسکی که،

روح ندارد،

جسم ندارد،

چون خودش،سپری شد؟

آیا بهای عشق و اعتماد،شکستن است؟

کجای دنیا دل شکستن اینقدر افتخار آفرین است؟

تو بگو.......



 
  نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه سوم دی 1392

 




 
 
حرف آخر...
 

 خسته ام از جنس قلابی آدم ها

دار میزنم خاطرات کسی که من را دور زد

و حال من خوب است...

اما گذشته ام درد میکند

                 خدایا روزگارت با دلمو احساسم بد تا کرد

   خودت بگو با قلب شکسته ام چه کنم؟؟؟



 
  نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه نوزدهم شهریور 1392

 




 
 
تو خودت را می بخشی؟؟؟
 

 بعضی اشک ها هستند

بی بهانه،یک دفعه،نصف شبی

عجیب آدم را آرام میکنند

اما امان از شب هایی که اشک هم آدم رو آروم نمیکنه...

تو چه میفهمی از روزگارم؟؟

از دلتنگی ام...

گاهی فقط بخدا التماس میکنم خوابت را ببینم

فقط خوابت را...

میفهمی؟؟؟

ماهها خواهد گذشت

سالها خواهد گذشت

و من درد گذشته ام همچنان شعله ور است

و اما تو...

تو خودت را برای حال این روزهایم...برای بی وفایی،بدیها و دروغهایت

برای شکستن عهدت و زیر پا گذشتن قولت...

 برای گریه های شبانه ام...برای تنهایی دلم...خواهی بخشید؟؟؟



 
  نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه نوزدهم شهریور 1392

 




 
 
مرگ زندگی...
 

نبودن هایی هست که هیچ بودنی

جبرانشان نمیکند...!

غم هایی هست که هیچ شادی

نابودشان نمیکند...!

رفتن هایی هست که هیچ آمدنی

جبرانشان نمیکند...!

(اویی) هست که دیگر هیچکس برای تو او نمیشود

حتی خودش

و درست همینجاست که

همه کار میکنی جز زندگی...



 
  نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه نوزدهم شهریور 1392

 




 
 
ازت بخاطر شکستن قلبم متشکرم...
 
بعد از ریختن الماس های قشنگ چشمام به پات


بعد شنیدن هق هق گریه هام


بعد اون همه خاطرات مشترک


فقط یه کلمه گفتی


بروووو


چه حرکت بی نقصی


فقط انسان های بزرگ،بهای این الماس های قشنگ رو میدونن


و تو...


بخاطر شکستن قلبم


ازت متشکرم...



 
  نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392

 




 
 
وقتی دلتنگ شدی...
 

َوقتی دلتنگ شدی


به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستتَ داشت اما تو دوستش نداشتی


وقتی ناامید شدی


به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تو بودی اما ناامیدش کردی


وقتی پرواز سکوت شدی


به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاج بود اما تو ازش دریغ کردی


وقتی دلت خواست از غصه بشکنه


به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته بود


اما تو کلبشو خیلی راحت خراب کردی...



 
  نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392

 




 
 
درد دارد...
 

درد دارد وقتی می رود...


و همه می گویند دیدی دوستت نداشت


و تو نمی توانی به همه ثابت کنی


که هر شب با عاشقانه هایش با صدای نفسهایش


 خوابت میکرد...



 
  نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392

 




 
 
من از تو بهترم...
 

من از تو بهترم،چون

همه ی قلبم رو به تو هدیه دادم و بهت اجازه دادم

هر چقدر که میخوای فشارش بدی و داغونش کنی...

من از تو بهترم،چون

وقتی بهم گفتی که دیگه منو نمی خوای

احساس کردم یه چیزی از روی صورتم روی پاهام فرو ریخت

فقط حدس می زدم دارم گریه می کنم.

ولی طبق عادت فقط لبخند تلخ زدم و باور نکردم که منو نمی خوای

ولی وقتی دوباره تکرار کردی

شوری و نمناکی اشکامو،روی لبهام مزه مزه کردم

هیچوقت اشکام اینقدر شور نبود...

مخصوصا این بار که با درد قلبم همراه شده بود.

نمیدونستم ممکنه یه روز قلبم اینقدر درد بگیره که برای آروم کردنش اینجوری گریه کنم

باید یه رابطه بین سوزش قلب با شوری اشکها باشه

و یه رابطه ای بین شوری اشک و رسیدن به آرامش

و یه دلیل مهم برای تو،به خاطر دوست نداشتنو دل کندن از من

خدا کنه ایقد دلیل رفتنت بالاتر از عشق من باشه

که یروزی شرمنده عشقمو قلب شکستم نشی...



 
  نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392

 




 
 
دلتنگی...
 

دلم برای کسی تنگ شده که معنی دلتنگی را نه می داند و نه می خواهد بفهمد!

ای کاش میفهمیدی دلتنگی چقدر درد داره...بدتر از اون اینه که میدونم تو الان یاد من نیستی!

میدونم هیچوقت دلت برام تنگ نمیشه!

ای کاش میتونستم یکبار دیگه همه چی رو کنار بذارم و بگم دوستت دارم

کاش میشد که بفهمی بودنت چقدر برایم مهم است و بی تفاوتی هایت چقدر دردناک!

کاش من هم مثل تو بی تفاوت بودم...

ولی فرق ما این است...

که تو خودت بی تفاوتی و من نقاب بی تفاوتی بر چهره دارم...



 
  نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392

 




 
 
سکوت تلخ...
 
این سکوت تلخ دنیای من است

زندگی ام توی رویاهای من است

سلامم توی سکوت شب بی جواب موند

دست سردم توی سرمایه شب...

بی محبت موند!

سکوتم را نمی شکنم

بدون صدا اشک میریزم

کسی اشکم را نمی بیند

جز کسی که در سکوت،دلم را می خواند

تو این تاریکی شب

چشمانم را می بندم...


 
  نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1392

 




 
 
سکوت...
 
بی صدا اشک ریختم...

التماست کردم...

غرورمو شکستم...

قلبمو زیر پات گذاشتم که اگه خواسی برش داری

 اگه هم نه،لهش کنی...

اما این بار

سکوت میکنم

 که باور کنی همه چیزو...

باور کنی عشقمو...

قلبمو...

دلبستگیمو...

دلتنگیهامو...

اشکامو...

 نه اینکه منو محکوم به فراموشی کنی...



 
  نوشته شده توسط فائزه در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392

 




 
 
یادمان باشد...
 
یادمان باشد:

وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم

در برابرش مسئولیم...

در برابر اشکهایش...

در برابر غرورش...

لحظه های شکستنش در تنهایی...

و لحظه های بی قراریش...

و اگر یادمان برود،

در جایی دیگر،سرنوشت یادمان خواهد آورد.

و این بار

ما خود فراموش خواهیم شد...



 
  نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1392

 




 
 
هنوزم بی حد و مرز دوستت دارم...
 
برای تو مینویسم...

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...

برای تویی که قلبم منزلگه عشق توست...

برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز واحساس پاک خود کردی...

برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی...

برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم... مثل یک قرن است

برای تویی که قلبت پاک است...

برای تویی که در عشق قلبت چه بی باک است...

برای تویی که عشقت معنای بودنم است...

برای تویی که غمهایت معنای سوختنم است...

دوستت دارم تا...!

نه.....!!

دیگر برای دوست داشتن هایم تایی وجود ندارد

بی حد و مرز دوستت دارم



 
  نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه دهم اردیبهشت 1392

 




 
 
سال نو مبارک...
 

سال نو می شود،زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ درمی آیند و گل ها لبخند می زنند و پرنده های خسته برمی گردند و در این رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ایستاده ایم.
سهم ما چیست؟...نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم ابرها درودتان باد

و...


بهار 1392 مبارک

                                                      امیدوارم عید با بوسه هایش،بهار با گلهایش و سال نو با امیدهایش بر شما مبارک باشد...

                                               ***سال نو مبارک***

با آرزوی بهترین ها برای شما دوستان و همراهان گرامی



 
  نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391

 




 
 
از سکوتم بترس...
 
از سکوتم بترس!.!.!

وقتی که ساکت می شوم...

لابد همه درد و دل هایم را برده ام پیش خدا

بیشتر که گوش دهی

از همه ی سکوتم...از همه بودنم

یک آه می شنوی

و باید بترسی...

از آه مظلومی که فریادرسی جز خدا ندارد...

هیچوقت نمی بخشمت به خاطر اشکام

بخاطر بغض ها و گریه هایی که به یادگار برام گذاشتیو رفتی تا شبو روز امونم نده...

بخاطر زخمی که رو دلم گذاشتی...بخاطر دردی که قلبم هر روز میکشه...

بخاطر تموم خنده هایی که از صورتم گرفتی،بخاطر تموم غصه هایی که رو صورتم نشوندی

بخاطر اینکه دلمو،باورمو،اعتمادمو تا ابد تو خودم شکستی

زندگیمو به ناحق داغون کردی...

جواب قسم های دروغتو می تونی بدی؟؟؟

جواب این بلاهایی رو که به ناحق با دل سنگت،سرم آوردی،می تونی بدی؟؟؟

تو هنوز نخواستی بفهمی که چی به سرم آوردی،اما به زودی میفهمیو حسش میکنی...

به زودی جوابو،تقاصه همه اینا رو میدی،طوری که چشمات،صورتت تا عمر داری خیس میشه

شاید وقتی چشمات خیس شد،وقتی صدای گریه هامو با گوش هات نه،با قلبت شنیدی

به یادم بیفتی،که دیگه خیلی دیره

خیلی دیر...



پشت همین چراغ قرمز اعتراف کردم که دوستت دارم!

           تا هرجا مجبور شدی کمی مکث کنی،یاد عشقم بیفتی...

                چه می دانستم قرار است بعد از من تمام چراغ های زندگی ات سبز شوند!!!



:: موضوعات مرتبط: عشق، شکست، خدا، غصه، رفتن، بغض
 
  نوشته شده توسط فائزه در یکشنبه ششم اسفند 1391

 




 
 
یه روزی میرسه...
 

یه روزی میرسه که جای خالیم رو با هیچ چیز


نمیتونی پر کنی


من خاص نبودم


فقط دوست داشتنم بی ریا بود


و دوست داشتن بی ریا کیمیاست...

یه روزی میرسه که هرجا میری،هر حرفی،عکسی،نوشته ای،

خاطره ای رو برات زنده میکنه...

روزی میرسه که تو راه که برمیگردی و پشت سرتو نگاه میکنی

هیچ چیز نمی بینی و پاهات هم دیگه جون رفتن نداره...

یه روزی میرسه که می بینی مخاطب هیچکس نیستی...



:: موضوعات مرتبط: عشق، شکست، دوست داشتن، غصه، بغض، احساس
 
  نوشته شده توسط فائزه در شنبه پنجم اسفند 1391

 




 
 
دلتنگی ها...
 

این پست را سکوت می کنم...

شما بنویس...

از دلتنگیهایت،از دردهایت...

از هر چه دلت می گوید...

بنویس برایم...

ببار باران...که دلتنگم...

مثال مرده بی رنگم

ببار باران کمی آرام...

که پاییز هم صدایم شد

که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد

                                    ببار باران...بزن بر شیشه قلبم

                                   بکوب این شیشه را بشکن

                                 که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد

                                 ببار باران که تا اوج نخفتن ها

                             مدام باریدم از دنیا 

                               ببار باران که داغونم...



:: موضوعات مرتبط: عشق، دلتنگی، غصه، تنهایی، بغض، جدایی
 
  نوشته شده توسط فائزه در جمعه چهارم اسفند 1391

 




 
 
احساس سوختن...
 

 بغض هایم را به آسمان سپردم

 

خدا به خیر کند باران

 

امشب را...

خدایا نمی دونم چرا آدما بعضی وقتا اینهمه بی رحمو بد می شن بدون اینکه یک لحظه

به این فکر کنن کاری رو که می کنن امکان داره کسی با خودشون هم انجام بده

بدون اینکه فکر کنن یه روزی باید تقاصه تمومه این بدیهاشون رو پس بدن.

شایدم اونا نشنیدن که میگن دنیا داره مکافاته.

کاش ما آدما به این فکر می کردیم که یه روزی حساب و کتابی هم هست.

کاش آدما هیچ وقت به هم بدی نمی کردن کاش هیچ وقت خیانت،دروغ و بدی وجود نداشت.

کاش معنی بازی گرفتن زندگی دیگرانو می فهمیدن.

کاش می دونستن که ازهردست بدن ازهمون دستم ميگيرن...

خدایا از کسایی که باعث شدن من اینجوری بشم نمیگذرم.

خدایا نمی دونم چی بگم ولی خودت شاهدی که به بنده هات بدی نکردمو،

زندگیو آبروشونو فدای دروغامو خواسته هام نکردم.

خدایا من هیچکسو بازیچه  خودم قرار ندادمو دل بنده هاتو با خودخواهی

نشکوندم...اما همین بنده های تو دلمو هزار بار شکوندنو له کردن...خدایا هر کسی که در حقم بدی

کرده،دلمو سوزونده واگذارش می کنم فقط به تو،چون فقط تویی که عادلی،

چون فقط تویی که می دونی من چی می کشم...

************

احساس سوختن به تماشا نمی شود

                         آتش بگیر تا ببینی چی می کشم...



:: موضوعات مرتبط: عشق، شکست، خدا، غصه، بغض، جدایی
 
  نوشته شده توسط فائزه در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391

 




 
 
ای آسمان گواه باش...
 

ای آسمان به سوز دل من گواه باش،


کز دست غم به کوه،بیابان گریختم،


داری خبر که شب همه شب،


دور از آن نگاه مانند شمع سوختم و اشک ریختم؟



:: موضوعات مرتبط: عشق، دلتنگی، دوست داشتن، غصه، بغض، جدایی
 
  نوشته شده توسط فائزه در شنبه بیست و یکم بهمن 1391

 




 
 
عشق اول...
 

ته دیگ عشق اولو هر چقدم که بسابی


چه با عاشق شدنهای بعدی چه با اسکاج های عشق های بعدی


نمیتونی هیچوقت از دلت پاکش کنی


حالا تو هی بسابو از صدای ناهنجارش سر درد بگیر...

خدایا حال که حکمت تو را نمی یابم،کمک کن تا چون و چرا نیاورم بر تلخی زندگی ام،بر

اشک های خشکیده بر گونه هایم،بر آرامشو شادی های از دست رفته زندگی ام

و بر حرف های مانده در قلبم...

خدایا من سکوت می کنم در مقابل هر چیزی که گذشت

اما خدایا سکوت گاهی علامت رضا نیست،

شاید سکوت الان من یه خفگیه پشت سنگینی یه بغض ابدی

که هیچوقت از بین نمیره...

خدایا مرهمی برای اشک هایم پیدا کن...



:: موضوعات مرتبط: عشق، شکست، خدا، غصه، رفتن، بغض
 
  نوشته شده توسط فائزه در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391

 




 
 
دل شیشه نیست...
 

دل آدما،
شیشه نیست که روی آن " هــــــا " کنیم
بعد با انگـــشت قــــلب بکشیم و
وایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم و کیـــــف کنیم !!!
رو شیشه نـــازک دل آدمـــا اگـــه قلبـــــــــی کشیدی
باید مــــــــردونه پـــــــاش وایســــتی ....



:: موضوعات مرتبط: عشق، شکست، دوست داشتن، غصه، رفتن، احساس
 
  نوشته شده توسط فائزه در سه شنبه دهم بهمن 1391

 




 
 
میلاد رئیس مکتب،محمد مصطفی(ص) و رئیس مذهب،صادق آل عبا مبارک باد.
 

 دل با تو خوش است یگانه معبود حیات

                                                                            معنای تمامُ مطلقی از حَسنات

      گویند که خشنود شوی،چون گویند

 

                                                    بر خاتم انبیاء محمد صلوات

شب شوق و شب وجد و شب شور و شب پیدایش نور است کنون،رسد از ارض و سما و ملک و حور، گواهی که شب هجر سر آمد،سحر آمد، خبر آمد، خبری تازه به گوش آمده اکنون،نفس پادشهان حبس شده در دل و گشتند همه لال ز گفتار،به امر احد خالق دادار،دگر راه سماوات به شیطان شده مسدود،بتان یک سره بر خاک فتادند و نگویند مگر ذکر خداوند و رسول دو سرا را.

عرش و فرش و،ملک و آدمی و،کوه و در و دشت و یم و قطره و مهر و مه و سیاره و منظومه شمسی و کرات و همه افلاک،الی این کره خاک،ز برگ و بر و ریگ و حجر و شاخه و نخل و ثمر و بام و در و مرد و زن و پیر و جوان،ابیض و اسود، همه گویند درود و صلوات از طرف ذات خداوند تبارک و تعالی و همه عالم خلقت، به خصال و به کمال و به جلال و به جمال و قد و بالای محمد(ص)،که خداوند و ملایک همه گویند درودش،همه خوانند ثنایش،همه مشتاق لقایش،همه عالم به فدایش،همه مرهون عطایش،که خدا خلق نموده است به یمن گل رویش فلک و لوح و قلم را،ملک و جن و بشر را و همه ارض و سما را.

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق،امام صادق (ع) بر شما

دوستان عزیز تبریک و تهنیت باد.

* اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم *

* اللهم عجل لولیک الفرج *



 
  نوشته شده توسط فائزه در یکشنبه هشتم بهمن 1391

 




 
 
یادش بخیر دوران بچگی...
 

کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم

اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش
را از نگاهش می توان خواند
کاش برای حرف زدن
نیازی به صحبت کردن نداشتیم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلبها در چهره بود
اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد

و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست

سکوتی را که یک نفر بفهمد
بهتر از هزار فریادی است که هیچ کس نفهمد
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارد
دنیا را ببین ...

بچه بودیم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ایم از چشمهایمان اشک می آید!
بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدند
بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
بزرگ شدیم تو خلوت اشک میریزیم

بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
بچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم
بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم

بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودند
بزرگ که شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد که
اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
کاش هنوزم همه رو
به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم

بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم 1 ساعت بعد از یادمون میرفت
بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم

بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بزرگ که شدیم حتی 100 تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه...
بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود
بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم...

بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمیگردیم به بچگی...

بچه بودیم درد دلها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم...هیچ کس نمی فهمد.

بچه بودیم دوستیامون تا نداشت
بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره

بچه که بودیم بچه بودیم
بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ،دیگه همون بچه هم نیستیم

شاید به روی خودمون نیاریم
ولی همیشه ذهنمون پر از این آرزوست که:
ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم
و هنوزم تو عالم بچگی بودیم
همون دوران بچگی هایی که پر از عشق بود و شور و نشاط و سرزندگی...

************

یادش بخیر بچه که بودیم......!!!

چه روزای قشنگی بود...!



 
  نوشته شده توسط فائزه در چهارشنبه چهارم بهمن 1391

 




 
 
مطالب پیشین
 
 

.............. مطالب قدیمی‌تر >>
 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by nab90
This Template  By Theme-Designer.Com

 
 

.:: Menu ::.

صفحه ی نخست
پست الکترونیک
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
لينك rss

 

.:: About ::.

خدایا...

خواستم بگویم تنهایم

اما نگاه خندانت،مرا شرمگین کرد!!!

چه کسی بهتر از تو....!

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

یه لحظه گوش کن خدا…

جدی میگم!!

نه بچه بازیه ،نه ادا اطوار...

اینور دنیا

حال ” خیلیا ” اصلا خوب نیست...

یه دستی به زندگیشون بکش لطفا!!!


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

می خوای آغوشتو از من بگیری

مثل دیوونه ها تشویش دارم

آخه می دونم اینو،

بی تو هر شب چه روزای بدی در پیش دارم

می خوای یادم بره

روزهای خوبو که توی خاطراتم جون گرفته

نگاه کن قلب خستم

سختیا رو به عشق بودنت آسون گرفته

نذار دستام گمشه

نذار دیوونه ترشم

دل من جا بمونه خودم غرق سفرشم

از این روزای سخت و پر از دلشوره سیرم

یکاری کن عزیزم دارم از دست میرم

کمک کن از شب تردید رد شم

دوباره عاشقم شو باورم کن

نذار از آسمون تو بیافتم

بمون و عشقتو بال و پرم کن

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

درد من تنهایی نیست!

درد من این است که ...

هر روز از خودم میپرسم:

مگر خودش <مرا> انتخاب نکرد ؟!؟!

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

سخت بود..

فراموش کردن کسی

که با او

همه چیز و همه کس را فراموش می‌کردم...!


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

تلخ است باور نبودن آن ها که میتوانستند باشند

و تلخ است امروز باور آن ها که ادعای ماندن دارند


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

عشق و ترس نمی توانند در کنار هم باشند.

زیرا پذیرش یکی،

انکار دیگریست...

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

آسان می توانی فراموش کنی..

چه آسانتر میتوانی از معبر خاطرات عبور کنی..

تو خوب به این مثل توجه کردی که

سخت می گیرد جهان بر مردمان سخت کوش

و تو همه چیز را آسان گرفتی

آسان رفتی و فراموش کردی

و من باز هم هیچ گله ای ندارم.


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

زیر باران گریه می کردم آرام و بیصدا

تو چتر را بالای سرم گرفتی

اما همچنان گونه های من خیس از گریه ماند!

و تو هرگز نفهمیدی که چتر باید

بالای دلم باشد نه روی سرم …


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

تو که میدانستی با چه اشتیاقی

خودم را قسمت میکنم

پس چرا! زودتر از تکه تکه شدنم،

جوابم نکردی؟

برای خداحافظی خیلی دیر بود…

خیلی دیر

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

ساعتها زیر دوش

به کاشی های حمام خیره می شوی

غذایت را سرد می خوری

ناهارها نصفه شب،صبحانه را شام!

لباسهایت دیگر به تو نمی آیند،

همه را قیچی می زنی!

ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی

و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی!

شبها علامت سوالهای فکرت را

می شمری تا خوابت ببرد!

تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست…

روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد

خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم

آبستن تمام دردهایش شده ایم.

اینجا در دنیای من گرگ ها هم

افسردگی مفرط گرفته اند

**دیگر گوسفند نمیدرند**

به نی چوپان دل میسپارند و گریه میکنند.


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ...

اشک خیلی حرف دارد.

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

می خواهم برگردم به روزهای کودکی

آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود.

عشــق،تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ى زمین،شــانه های پـدر بــود ...

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند.

تنــها دردم،زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست،اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ،تا فردا بود.

این روزها به جای" شرافت"

از انسان ها فقط" شر" و " آفت" می بینی.


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

این روزها یکرنگ که باشی چشمشان را میزنی!

خسته میشوند از رنگ تکراریت...

این روزها دوره رنگین کمان هاست...

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد

بدون کار خدا بوده !

اگه بی محابا دلها از دستها بهم گره خورد

بدون کار خدا بوده !

اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران

شنیده نشد تا خرد نشی

بدون تنها محرمت خدا بوده !

حالا هم اگه دلت شکسته

و بغض “تنهایی”خفه ات کرده

شک نکن تنها مرهمت خداست

که از سر تواضع

یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده...


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

آنقدر به انسان های روی زمین بی اعتماد شده ام،

که میترسم وقتی ازخوشحالی به هوا می پرم،

زمین را از زیر پاهایم بکشند!

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

مردم اغلب بی انصاف ، بی منطق و خودمحورند

ولی آنان را ببخش...

اگر مهربان باشی

تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند

ولی مهربان باش..

اگر شریف و درستکار باشی فریبت میدهند

ولی شریف و درستکار باش...

نیکی های امروزت را فراموش میکنند

ولی نیکوکار باش.....

بهترین های خود را به دنیاببخش

حتی اگر هیچگاه کافی نباشد

و در نهایت میبینی هر آنچه هست همواره

میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم...

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

بگذار هر چه نمی خواهیم ، بگویند ..

بگذار هر چه نمی خواهند ، بگوییم ..

باران که ببارد ..

" کاری از چترها ساخته نیست " ..

ما اتفاقی هستیم كه افتاده ايم ..

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

من همیشه از اول قصه های مادر بزرگ می ترسیدم

و آخر هم به واقعیت می پیوست…

یکی بــــود…یکی نــــــبود…!!!

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

شايد زنـــدگي بــ ـــــراي مــ ــا

حسرتي ست كه در پيش داريم

تمـــام آن لحظـ ـــه ها كه مـ ــا

چشــم در چشـ ــــم او دوختيم

و نگفتيم چقـ ـدر دوستش داريم

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

هیچوقت فرصت هایی که برای بیان

احساست به کسی نصیبت میشه رو

از دست نده,...

شاید دیگه خیلی دیر باشه


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

سر به هوا نیستم

امــــــــــــا

همیشه چشم به آسمان دارم

حال عجیبی ست

دیدن همان آسمان که

“شاید “تــــــــــــو

دقایقی پیش

به آن نگاه کرده ای…!!!!

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

مدتيست فكرم درد ميكند..

دكتر ها مي گويند:

توده اي از حرف هاي ناگفته در سر دارم...

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

می آیی…

در “وا” میشود…

میروی…

در “بسته” میشود…

میبینی!!!

حتی در هم “وابسته” میشود.

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

همه ی کلمات با آنچه میان من و توست بیگانه اند…

و من هیچ کلمه ای را برای گفتگو با تو

شایسته تر از سکوت نیافته ام

آیا سخن مرا میشنوی؟؟؟؟

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙


از جــــداییمان براے هر که گفتم

حــــق را به من داد

امــــا این ها نمیدانند

من حــــق را نمیخواهــــم
حــــق که بــــراے من

"تــــو" نمیشود


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

دیوار احساس من را،

همه…

کوتاه می پندارند ،

اما چه می دانند ،

در پس این دیوار کوتاه ،

زمینش عمق فراوان دارد…

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

چـه رســم تلخــی سـت

تــــو ، بــی خـــبـر از مــن

و

تمـــام مـن ، درگـــیر تــو

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست

که خیال کوچ کردن نداشته باشد …

همیشه رفتن، رسیدن نیست

اما برای رسیدن باید رفت

حتی اگر تمامی کوچه‌های زمین بن‌بست باشد

راه آسمان باز است

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ

شک و تردیدی اعتماد می کنید

در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت:

-شخصی برای زندگی

-درسی برای زندگی…

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

همیشه بهترینها برای من بوده و هست..!

اگه مال من نشدی ،

بدون بهترین نبودی...

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش

چون بعد رفتنش

اینقدر قلب و ذهنت پر خاطرات میشه

کــه نمی تونی

قـــلب و ذهنتـــو به دیگـــری بدی.....!

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

برای کسی که رفتنی است،

راه باز کنید.

ایستادن و منتظر ماندن

ابلحانه ترین کار دل است …

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

نا امید نشو ،

که امیدت از همین دور دستها نیز پیداست

عمر عشق زودگذر نیست،تا آخر دنیاست.

در مرام عشق رفتن نیست،

در مرامش دلشکستن نیست

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

خیالت راحــتـــــــــــــ…

شکسته ها نفرین هم بکننـــــــــــــــــد ،

گیرا نیـــــــــــــ ست…!

نفــــــــــــــــرین ،

ته دل می خواهــــــــــد

دل شکسته هم که دیــــــــگر

ســـــــــر و ته نــــــــدارد…

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

شبـــها زیر دوش آب ســـرد

رهـــا میکنم بغض زخـــمهایم را
در حالیکـــه همه میگویند:

خوشبحالـــش

چه زود فـــراموشش کرد...

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

میان دست های من و تو …

نقطه چین…سکوت است و بس

در لفظ،بی معنی

اما در عمق پابرجا.

و بی دلیل ما میرویم

اما در این بین

عشق است

که یتیم می ماند...!

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

ایــن روزهـــا

همــه بــه مــن دلـتــنـــگــی هــدیــه مـی دهنــد

لطفـــا آتــش بــس اعــلام کــنید!

بــه خـــدا تمــــامـ شــد

دلـــــــــــم…!


˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

حالا که رفته‌ای

پرنده‌ای آمده است

در حوالی همین باغ روبه‌رو

هیچ نمی‌خواهد

فقط می‌گوید :

کو کو؟

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

وقتی تمام راه را آمدم

وقتی تا تو هیچ نمانده بود

چقدر دیر یادش آمد خدا

که ما قسمت هم نبودیم...!

˙·٠•●✿ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿●•٠·˙

جـــدایـــــ ـی خـــراشـ ـی اســت كـه

تــا ابــد

بــر صــورـت احســ ـاس مـی مــانــد ـ ـ ـ

.:: Categories ::.

عشق
شکست
خدا
دلتنگی
دوست داشتن
زندگی
غصه
رفتن
صبر
تنهایی
بغض
نفرت
جدایی
احساس
خداحافظی
انتظار
صداقت
تقدیر

.:: Links ::.

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
استخاره
ღღجغرافیا:علم انسان،زمین و فضاღღ
ღღانجمن علمی جغرافیا دانشگاه پیام نور بندر انزلیღღ
ღღکانون تئاتر دانشگاه پیام نور بندر انزلیღღ
(◕‿◕)طنز های اجتماعی مملی(◕‿◕)
☆*¨`*☆ زیباترین اشعار ☆*¨`*☆
ღღدل نوشته های یاسمینღღ
ღღلطافت بارانღღ
ღღرهگذر کوچه تنهاییღღ
ღღمنو تو تا ابدღღ
ღღما از خدای گم شده ایمღღ
ღღروزهای بی خاطرهღღ
ღღخدای مهربونم دوستت دارمღღ
ღღپارتیزانღღ
ღღاسمشو هر چی دوست داری بذارღღ
ღღبا هم ولی تنهاღღ
ღღبخاطر عشقمღღ
ღღگزیده اخبار و تصاویر از سبزوارღღ
ღღکتاب ناخواندهღღ
ღღیه روز جدیدღღ
ღღهمیشه تنهاღღ
ღღقلب من...ღღ
ღღکلام شیرینღღ
ღღمعراجღღ
ღღسلطان احساس(مجید خراطها)ღღ
ღღعشق زیباღღ
ღღچشمهای بارانیღღ
ღღدلنوشته های من با چادر مشکی امღღ
ღღدستنوشته های شبنمღღ
ღღسردار دل شکستهღღ
ღღطنزღღ
ღღگل مریمღღ
ღღنیلوفر آسمانیღღ
ღღچگمهღღ
ღღطوفان آرامღღ
ღღزندگیღღ
ღღجهان شناسیღღ
ღღحرفهای نگفتهღღ
ღღبه همین سادگیღღ
ღღfollow your dreamsღღ
ღღحریم آشناღღ
ღღهوای تازهღღ
ღღDonYaYe kuChake Manღღ
ღღرقص غفلت در آغوش زندگیღღ
ღღپیتزا مخلوطღღ
ღღدروغ نامبروانღღ
ღღیاد اوღღ
ღღمن+او=ماღღ
ღღاینجا تنهاییღღ

.:: Others ::.

تماس با ما

.:: Archive ::.

هفته اوّل دی 1392
هفته سوم شهریور 1392
هفته چهارم خرداد 1392
هفته چهارم اردیبهشت 1392
هفته سوم اردیبهشت 1392
هفته دوم اردیبهشت 1392
هفته چهارم اسفند 1391
هفته اوّل اسفند 1391
هفته چهارم بهمن 1391
هفته سوم بهمن 1391
هفته دوم بهمن 1391
هفته اوّل بهمن 1391
ادامه ی آرشیو ماهانه